موتور جستجوX
نيوك ويرايش 8.2 نيوك فارسي کلیپ
کلیپ
سس
ركه توي كوپه قطار با يك خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار 

زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن!

زندگي بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجايي؟ آبروم داره مي ره!

مي دوني فرق تو با ميرزا نوروز چيه؟
ميرزا نوروز پول داشت، کفش نمي خريد، تو موبايل داري SMS نمي دي!

مخصوص نيمه شب:
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده / تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدي برو لالا کن!

09351234567 اين شماره پينوکيو است، بهش زنگ بزن ببين چه طوري آدم شده، شايد تو هم آدم شدي!

#####0>==<#####
فکر کردي الان مي گم اين منم که از دوري تو روي ريل قطار خوابيدم؟ اگه گوشيتو 90 درجه به سمت چپ بچرخوني مي بيني که دارم از نردبان ترقي بالا مي رم.

از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم!

از بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: کتک!

معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

ترکه ميره توالت، زنش زنگ مي زنه ميگه كجايي؟ حيف نون ميگه خونه بابات! زنش ميگه همون جا يه چيزي بخور بيا من چيزي درست نكردم!

2 نفر مي رن سوراخ لايه اوزون رو بدوزن، خودشون مي مونن اون طرف!

از ترکه مي پرسن دانشگاه مي ري؟ ميگه: اگه بار بخوره همه جا مي ريم... دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي...

زني 2قلو مياره، پسرش داد مي زنه مادرم يه بچه آورده با يه زاپاس!

از ترکه مي پرسن باد صدادار چه شكليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چون هر وقت هر کي باد مي ده، مي اندازه گردن من!

ترکه يه آينه رو زمين پيدا مي كنه. برش مي داره، عكسش مي افته توش، ميگه: ببخشيد نمي دونستم مال شماست!

مباني کامپيوتر: آن بخش از يک سيستم را که مي‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط مي‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار مي‌گويند!

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه

دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند، اما هيچکس فکر نکرد که من شايد يک گل کاشته باشم.

بد ترين درد اين نيست که عشقت بميره، بد ترين درد اين نيست که به اوني که دوستش داري نرسي بد ترين درد اين نيست که عشقت ندونه دوستش داري

عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام

ترکه براي درد بيضـه ميره پيش دکتر:دکتر به اونجاش دست ميزنه ميگه: الان چه حسي داري؟ ترکه ميگه: دوستت دارم دکتر جون بمال

اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ

ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يک غريبه به دلت يک وقتي بشينه بعد اون بگه که هرگز نمي خواد تو رو ببينه

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .

ترکه يه چک سفيد امضا پيدا ميکنه جلو مبلغش مينويسه" خدا تومن" ميبره ميده به بانک. بعد ميبينن ترکه داره کيسه کيسه پول از بانک ميبره بيرون ميرن ببينن چه جوريه که بهش پول دادن ميبينن رئيس بانکه لر بوده

رشتيه با خانمش دعواش ميشه, قهر مي کنه دست بچه هاش رو مي گيره که بره ,خانمش ميگه با من دعوا داري بچه هاي مردم رو کجا مي بري

هر وقت تنها شدي ستاره ها را بشمار اگه کم اومد .قطر هاي بارانو را بشمار .اگه بند اومد رو رفا قت من حساب کن که نه کم مياره و نه بند مياد

نظريهء يک جامعه شناس ترک :آدما 3 دسته هستند : دسته اول ، دسته دوم ، و از همه مهمتر دسته سوم

انواع قهوه : 1- شيرين مثل لبات 2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

بيــا تا از همــه دنيا رهـا شيـم بيا مانند روح آدما شيم بياتا از ميون اين همه درد يه درموني واسه ديوونه ها شيم بيــا تا از ميون اين ضوابط يه پارتي اي واسه رابطه ها

بغض بزرگترين نوع اعتراضه.اگه بشکنه ديگه اعتراض نيست التماسه

امتیاز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:59 توسط اردان |
سلاااااااااااااااااااااااااااااام

عیدتون مبارک دوستان! سال ۸۷ سال خوبیه فکر کنم!

تولد همه اونایی که ۱/۱ به دنیا اومدن(مثل خودم!) هم مبارک!

بیاین امسال کدورت و دشمنی هارو دور بریزیم و یه سال خوبی داشته باشیم!

اینم اس.ام.اس های جدید:


پیام تبریک عید بعضیا!:حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات!


K

A

R

A

B

O

M

 

O

N

E

L

A

S

 

ziyad zo0r azan bar ax bekho0nesh!!!!!!


 (:))))><          (:))))><              (:))))><                  (:))))><             (:))))><

               (:))))><                 (:))))><               (:))))><                (:))))><

yadet bashe man avalin kesi bo0dam ke barat mahie eyd ferestadam!


من نام کسی نخوانده ام الا تو ٬ با هیچ کسی نمانده ام الا تو

عید آمد و من خانه تکانی کردم ٬ از دل همه را تکانده ام الا تو


دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلشون مارو دور ننداختن گرم٬قول میدیم کم جا بگیریم


                                                                                   iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

                                                                                   iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

                                                                                   iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

         i

midoni in yani chi??????

yani to ye taraf bagjhiye donya ham ye taraf!


سال خوبی داشته باشین

 

امتیاز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:59 توسط اردان |
valentine

ولنتین تک تکتون مبارک باشه

من که امسالم مثل پارسال به دوست دخملای جیگرم کادو میدم

جوجو های منن دیگه چه میشه کرد

غزل>گلالی>ندا>مهدیه>سحر>سحر>یلدا>فرناز جوجو های گل من ولنتاین همتون مبارک همتونو دوس دارم(الان تیر بارون میشم توسط همشون اوه اوه)

و کلا" این که

   Happy Valentine Days 

نظر یادتون نره

 

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:59 توسط اردان |
یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشی منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید..
تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتی ..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..
بهت می گم چشماتو می بندی؟
میگی اره بعد چشماتو می بندی ...
بهت می گم برام قصه می گی ؟ تو گوشم؟
می گی اره بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..
می دونی؟
می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..
یه ضربه عمیق..بلدی که؟
ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستی ..نمیدونی



من تیغ رو از جیبم در میارم..نمی بینی که سریع می برم..نمی بینی
خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی بینی که دستم می سوزه
و لبم رو گاز می گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی..

تو داری قصه می گی..
من شلوارک پامه..دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم میریزه
رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا..قشنگه مسیر حرکتش..
حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی..
تو بغلم کردی..می بینی که سرد شدم..محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم..
می بینی نا منظم نفس می کشم..تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت.
می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم..
می بینی دیگه نفس نمی کشم..
چشماتو باز میکنی می بینی من مردم..
می دونی ؟ من می ترسیدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهایی مردن..

از خون دیدن..وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم..
مردن خوب بود ارومه اروم...
گریه نکن دیگه..من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم

خوشگل شدیاااا

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی..

گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه..

دل روح نازکه.. نشکونش خب؟؟
امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:59 توسط اردان |
عاموظش ضبان فارثی سد درسد طزمینی با ما طماص بگیرید .


گریه را به خنده بفروش که خراب خنده هاتم هنوزم مثل قدیما من هوادار چشاتم


قیمت میوه ها افزایش یافته قدر خودتو بدون گلابی


هنر شمشیر آن است که یکی را دو تا می کند ولی هنر عشق آن است که دو تا را یکی می کند


در دور دست دور بر تخته سنگ گور با جوهر سرشت نوشته بود :ماه را دوست دارم به خاطر زیبائیش شب را دوست دارم به خاطر تنهائیش مادر را دوست دارم به خاطر فداکاریش تو را دوست دارم ولی نمیدانم چرا؟


اندازه ی یه لوبیا دوستت دارم...ناراحت نشو عزیزم...لوبیای سحر امیز رو می گم!


هرگز عشق را گدایی نکن.چون هیچ گاه چیز با ارزشی به گدا داده نمیشود


از سن خودت 20 سال کم کن. باقيمانده رو با 7 جمع کن. اگه عدد زوج بود با 1 جمع و اگه فرد بود از يک کم کن. اگه رنگ تيره رو دوس داري ضرب در 3 کن و اگه رنگ روشن رو دوس داري ضربدر 3.5 کن. نتيجه نهايي رو ول کن . حال خودت چطوره؟


بعضي وقتاچشمام به قلبم حسوديشون ميشه-ميدوني چرا؟ چون تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري .


غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند و ما هدیه شیطان را به هم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم.

 


age gofti love is u`re face yani chii?yani:jamaleto eshge


fooooooooot foot fooooooooooooooot fooot fot fooooooooooooooot fooooooot foooooot mozaheme smsi! 


soorakhe joorabetim kook bezani fana shodim ,chorooke lebasetim otoo bezani halak shodim


 وقتی با انگشت به طرف کسی اشاره می کنی تا مسخره اش بکنی بدون سه تا از انگشت هات به طرف خودته


كسي كه كوهي را از جايي بر داشت، همان كسي است كه ابتدا شروع به جمع كردن سنگ ريزه ها كرد...


اگه یه مدتیه آپ نمیکنم شرمنده امتاحاناته و این بحثا

خلاصه تا ۲۴ِ۲۵ دی ممکته آپ نمیکنم ولی با انفجار بر میگردم

پس فعلا" نظر یادتون بره هرچی دیدین به ما مربوط نیست به خودتون مربوطه

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:59 توسط اردان |
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد



اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم



گه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده ! آخه مي دوني ؟ : "خدا" خيلي تنهاست


عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم


من ترا در تو جستجو كردم
نه در آن خواب هاي رويائي
در دو دست تو سخت كاويدم
پر شدم؛ پر شدم؛ ز زيبايي

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:59 توسط اردان |
پرده اول :ساعت 16:00،خيابون

 ببخشید خانوم پا میدی واسه معلول می خوام.عروس ننم میشی؟میتونم شماره بدم پاره کنی؟!!!میخوام سایه سرت شم.می خوام مرد خونت شم.طلبت شدم می خوام باهات دوست شم.شماره کفشتم بدی زنگ میزنم...راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟(نگاه عاقل اندر سفیه دختر)>>>>>

 پرده دوم :ساعت 16:30، ايستگاه اتوبوس

  می تونم یه ذره وقتتون رو بگیرم؟به خدا قصد خیر دارم –

- خواهش میکنم مزاحم نشید من نامزد دارم

- خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون!(دختر به زور جولوی خنده اش را میگیرد)

- ببین پسر خوب من جای مامان تو ام.

-  خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه

- لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها

- خب بهتر همین جا عقدمون میکنن.

- تو چقدر پر رویی بچه!

- من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید.

- باشه ولی قول نمی دم ها

- عیبی نداره زنگ نزن

 پرده سوم :یه روز بعد از ظهر ,پارک

 - بیبین آقا مسعود تا حالا دوست پسر نداشتم چون خوشم نمیاد مثل این بچه مچه ها که تا صبح میشینن پای تلفن و تلفن بازی و از این صحبتا

- خب من هم تا حالا دوست دختر نداشتم.....من هم از این بچه بازیا بدم میاد 

 پرده چهارم: نصفه شب پای تلفن

 - ببین مسعود جون نگاه من به زندگی این جوریه که....

.- اتفاقاً عزیز دلم ,مای دارلینگ,هانی,سوییتی نظر منم اینه که...

 پرده پنجم:

یک شب گرم و تب آلود بوی علف,حس خسته یک ملافه پیچیده,عطر ممنوع یک رویا,صدای (...) و عشق و دیگر هیچ (...) در این قسمت باید کمی بی پرده سخن گفت!

پرده ششم:روز ولنتاین,کافی شاپ

- من دیگه خسته شدم.امروز یه روز عاشقانه اس ,سرشار از عشق و صفا ,ولی انگار تو منو ... دوست نداری!

- چرا دوستت دارم ولی شرایطم طوری نیست که برات وقت بذارم.من دوستای دیگه ای هم دارم که باید بشون برسم

- خوب منم همینطورم.منم وقت ندارم.ولی این دلیل نمیشه که از عشق صحبت نکنی

- عشق مال بچه هاست.ما دیگه بزرگ شدیم باید واقع بینانه نگاه کنیم.

- گفتم که ....دیگه منو دوست نداری....

- چرا عزیزم دوستت دارم.امشب زنگ بزن به بابابت بگو میری خونه دوستت شب هم بر نمیگردی...

-باشه!

پرده هفتم: فردای روز ولنتاین خونه پسره!

- بی شعور!پدر سگ!(...)(...)تو من رو با اون خواهر (...)ات اشتباه گرفتی...پونزده تا سر جمع کردی تو خونه که چی بشه؟

- تو هم که بدت نیومد!تازه اینا دوستای منن...غریبه نیستن!

- خفه شو بی غیرت!من عشق تو بودم.روز ولنتاین واست عروسک خر گریان خریدم

- چه ربطی داره منم برات شکلات قلبی خریده بودم.

- شکلات قلبی بخوره تو سرت!تو اصلاً معنی عشق رو نمی فهمی!حیف اون کارت پستالی که خریده بودم.

-عشق همینه که دیدی.راستی اون روز روم نشد بت بگم کارت پستالت خیلی بی ریخته.حالا فکر کردی خیلی لعبتی با اون هیکل بی ریختت...

پرده هشتم:بعد از ظهر فردای ولنتاین.لوکیشن قبلی

 آخه مرتیکه بی شعور تو می میردی 5 دقیقه دیگه تو کمد دووم میوردی؟

به من چه مسعود جون حمید هولم داد!

حمید آبروی منو بردی.دافیه پرید!ار همون سوراخ کلید نگاه میکردید...!بیا!اینم از رفقای ما....

پرده نهم:ساعت 16.00 پراید

 خانوم پا میدی.......

 نتیجه گیری:ولنتاین خوبه

متاسفانه جامعه ما این مدلی شده خدا بخیر بگذرونه.........

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:58 توسط اردان |
ركه توي كوپه قطار با يك خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار 

زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن!

زندگي بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجايي؟ آبروم داره مي ره!

مي دوني فرق تو با ميرزا نوروز چيه؟
ميرزا نوروز پول داشت، کفش نمي خريد، تو موبايل داري SMS نمي دي!

مخصوص نيمه شب:
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده / تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدي برو لالا کن!

09351234567 اين شماره پينوکيو است، بهش زنگ بزن ببين چه طوري آدم شده، شايد تو هم آدم شدي!

#####0>==<#####
فکر کردي الان مي گم اين منم که از دوري تو روي ريل قطار خوابيدم؟ اگه گوشيتو 90 درجه به سمت چپ بچرخوني مي بيني که دارم از نردبان ترقي بالا مي رم.

از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم!

از بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: کتک!

معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

ترکه ميره توالت، زنش زنگ مي زنه ميگه كجايي؟ حيف نون ميگه خونه بابات! زنش ميگه همون جا يه چيزي بخور بيا من چيزي درست نكردم!

2 نفر مي رن سوراخ لايه اوزون رو بدوزن، خودشون مي مونن اون طرف!

از ترکه مي پرسن دانشگاه مي ري؟ ميگه: اگه بار بخوره همه جا مي ريم... دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي...

زني 2قلو مياره، پسرش داد مي زنه مادرم يه بچه آورده با يه زاپاس!

از ترکه مي پرسن باد صدادار چه شكليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چون هر وقت هر کي باد مي ده، مي اندازه گردن من!

ترکه يه آينه رو زمين پيدا مي كنه. برش مي داره، عكسش مي افته توش، ميگه: ببخشيد نمي دونستم مال شماست!

مباني کامپيوتر: آن بخش از يک سيستم را که مي‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط مي‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار مي‌گويند!

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه

دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند، اما هيچکس فکر نکرد که من شايد يک گل کاشته باشم.

بد ترين درد اين نيست که عشقت بميره، بد ترين درد اين نيست که به اوني که دوستش داري نرسي بد ترين درد اين نيست که عشقت ندونه دوستش داري

عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام

ترکه براي درد بيضـه ميره پيش دکتر:دکتر به اونجاش دست ميزنه ميگه: الان چه حسي داري؟ ترکه ميگه: دوستت دارم دکتر جون بمال

اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ

ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يک غريبه به دلت يک وقتي بشينه بعد اون بگه که هرگز نمي خواد تو رو ببينه

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .

ترکه يه چک سفيد امضا پيدا ميکنه جلو مبلغش مينويسه" خدا تومن" ميبره ميده به بانک. بعد ميبينن ترکه داره کيسه کيسه پول از بانک ميبره بيرون ميرن ببينن چه جوريه که بهش پول دادن ميبينن رئيس بانکه لر بوده

رشتيه با خانمش دعواش ميشه, قهر مي کنه دست بچه هاش رو مي گيره که بره ,خانمش ميگه با من دعوا داري بچه هاي مردم رو کجا مي بري

هر وقت تنها شدي ستاره ها را بشمار اگه کم اومد .قطر هاي بارانو را بشمار .اگه بند اومد رو رفا قت من حساب کن که نه کم مياره و نه بند مياد

نظريهء يک جامعه شناس ترک :آدما 3 دسته هستند : دسته اول ، دسته دوم ، و از همه مهمتر دسته سوم

انواع قهوه : 1- شيرين مثل لبات 2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

بيــا تا از همــه دنيا رهـا شيـم بيا مانند روح آدما شيم بياتا از ميون اين همه درد يه درموني واسه ديوونه ها شيم بيــا تا از ميون اين ضوابط يه پارتي اي واسه رابطه ها

بغض بزرگترين نوع اعتراضه.اگه بشکنه ديگه اعتراض نيست التماسه

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:58 توسط اردان |
سال ۱۳۳۲
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره.

سال ۱۳۴۲
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه… چشمم روشن… مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره… زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين… اين قدر سخت نگير… بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند


سال ۱۳۵۲
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد… كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند


سال ۱۳۸۲
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد… آفرين عزيزم … خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد


سال ۱۴۸۲
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟ پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد … يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟

سال ۱۵۸۲
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره… مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست… - حق با آقا جمشيده… ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند… - خب مي گفتم… اسم اين جنبش سيبيليسم است و… در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند



سال ۱۸۸۲
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس (مرد) از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد ساعت ۹ و ۱۵ دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:58 توسط اردان |
سال ۱۳۳۲
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره.

سال ۱۳۴۲
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه… چشمم روشن… مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره… زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين… اين قدر سخت نگير… بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند


سال ۱۳۵۲
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد… كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند


سال ۱۳۸۲
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد… آفرين عزيزم … خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد


سال ۱۴۸۲
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟ پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد … يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟

سال ۱۵۸۲
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره… مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست… - حق با آقا جمشيده… ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند… - خب مي گفتم… اسم اين جنبش سيبيليسم است و… در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند



سال ۱۸۸۲
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس (مرد) از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد ساعت ۹ و ۱۵ دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 11:58 توسط اردان |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 63 صفحه بعد
بالا